یه وقتا که مامانم از خاطرات قبل ازدواجش برام میگه...از اون روزا و شبا و حال و هوا و آدمای دور و برش،از شبی که بابام رو بعد 2 سال میبینه و اعتراف سالهای بعد بابام که همون شب به دوستاش سریع میگه که این مال منه که کسی براش نقشه نکشه...از روزایی که تنها بوده...از روزایی که خوشحال بوده...می تونم هر لحظه اش رو تصور کنم، انگار که منم اونجا بودم...در حالی که اونموقع مامانم حتی نمی دونسته یه روزی قراره بشینه این حرفارو به دخترش بزنه...بعد پیش خودم فکر میکنم که شاید منم یه روزی خاطرات این روزامو برای یکی قرار باشه تعریف کنم...اگر اینجوری باشه باید خیلی دقت کنم تو ساختن خاطراتم، واقعا هر کسی رو نباید تو این خاطره ها وارد کرد...خیلی باید حواس آدم جمع باشه!

پ.ن 1:

مرد جوان:عزیـــزم؟...دوست پسر بی دردسرِ شیطونِ لارجِ خرج کن نمیخوای؟؟؟          

من:خنثی                                                                                                  

مامانم: منتظر

پ.ن 2: اون عزیزانی که پیغام شخصی بی نام و نشون میزارن...خب من جوابتون رو چه جوری بدم؟؟!

پ.ن 3: تو رو حتــــــــــــــــما براش تعریف میکنم لبخند

/ 10 نظر / 16 بازدید
بغض شیشه ای

سلام.وب زیبایی داری تبریک....خوشحال میشم به منم سر بزنی...دوست داشتی منو لینک کن...[گل]

سیاوش

75% تا 80% زمان شاد هستی خوبه شاد باش تک تک لحظه هاتو به خاطر داشته باش به آسمون نگاه کن! گرگ میشه هوا داره روبه تاریکی میره پس خوب قدر لحظه هاتو بدون

سیاوش

75% تا 80% زمان شاد هستی خوبه شاد باش تک تک لحظه هاتو به خاطر داشته باش به آسمون نگاه کن! گرگ میشه هوا داره روبه تاریکی میره پس خوب قدر لحظه هاتو بدون

وحدانه

سلام نگین،به نظرم میاد حالت بهتره.اگه این طوره خوشحالم برات :)

هاها

مثلا جواب ها ها رو؟؟

هاها

خوب كردي درستشم همين بود كه تاييد نكني ! و صد البته كه سواليم نبود :)) من كمي شيرين ميزنم گويا , جو گير شدم گفتم شايد ميخواي باهام دوستشي نياز به راهه برقراري ارتباط داري ، ادرس ميلي چيزي بهت بدم ؛)

هاها

چي شد؟ خيلي خز مطرح كردما خدايي :| من دخترم جسارت نشه ، شر نشه !

هاها

با علي مساوييم در اوردي اون چند چندِ به جوابت مي رسي

هاها

خوشم مي ياد دركت بالاست ايول باريك ؛)