سلام...من دیشب رو با اسهال گذروندم...خیلی بده نصف شب از خواب ناز از زور دل درد پاشی...خودتو برسونی به دستشویی و بفهمی بـــــــــــــــــــــــــــــــله....اسهال خان تشریف دارن....تازه قبلش توهمم زده بودم....داشتم تو خواب به این فکر میکردم که چرا اسکریم جیور ( وزیر سحر و جادو تو هری پاتر از گوشواره استفاده میکرده!)....تازه هی فکر میکردم شاید اشتباه میکنم....بد بخت نمیزده!نیشخند

فردا واسه من روز مهم و احتمالا خوبیه...باید صبح زود برم....یعنی ٩ اونجا باشم....باید طرفای ٧:٣٠ پاشم...یه فکری به حال گیسوانم کنم...نمی دونم برم کوتاه بکنم یا نه....حالا اونو ردیف می کنم...کفشمم شستم...حوله و جورابمم آماده کردم....خیلی تابلو خوشحالم؟....میخوام برم از این سحر نونم بخرم...سیب و کیشمیش مال فیوریتمه.....به هر حال که خوبم....اگه این معده هه باز شل نشه!!!

پ.ن: یکی تو فکر توپه!              یکی دیگه توپ فکر میکنه!

         یکی همش تو رویاس         یکی وضعش رویایی

                            ای داد از عشق!

 

/ 6 نظر / 4 بازدید
موسوي

با سلام درخواست تبادل لینک دارم. در صورت موافقت پیام بدهید و آدرس و عنوان وبلاگ خود را ذکر نمایید. لطفا این سایت را با عنوان همه جوره لینک نمایید. با تشکر

نگین(پاسخ)

باشگاه جدید دیگه ایده.....نامفهوم نوشتم من باز؟[نیشخند]

سعید

این شعرارو مفتی این جا نذار. ملت می دزدنا.

امید

نمیشه یه کم تو وبلاگت از گل و بلبل و ... بنویسی؟! منم بخوام از کار کردن شیکمم در روز بنویسم از بیست صفحه بیشتر می شه!! [خنده] باشگاه هم خوش بگذره البته دیگه امروز رفتی...[زبان] شعر هم قشنگ بود! . . . . فعلا

محک

سلام بابا کجایی نیستی بالاخره تلسم شکست بسکتبالیست جوان ...فکر کنم تقریبا بچه محل باشیم البته من خودم اون طرفا هستم و بابا اینا سمت ولنجک ..بگذریم چه ربطی داشت ببینم معدت درست شد چیکارش کرده بودی توهم هم که زده بودی دیگه هیچی زودی بیا که بالاخره نوشتم خیلی باحال نوشته بودی قربانت مارشال