پاییز

پاییز.بالاخره شبی که من دوست داشتم اومد ... من پاییز و زمستون رو دوست دارم چون عقــلم میــــرسه...حالا که کمنر از ۴۵ دفیفه به پاییز مونده و من رادیو٧ میبینم و تو رفتی که بخوابی و من حالم خوبه چون همه چیز عالی پیش میره ومن راضیم ... مینویسم ... من مینویسم چون من میدونم یکی از بهترین پاییزها و بهترین زمستون ها رو پیش رو دارم...

چقدر زمان زود میگذره و هیچ کاری از دستم بر نمیاد...من نیاز دارم نگین ١٩ ساله باشم...من نیاز دارم نگین ٢٠ ساله باشم...اما ٢٠ سال و ٧ماه و ١٠روز رو هم رد کردم...و به یک چشم به هم زدن ٢١ پر میشه...و من نهایت تلاشم رو میکنم که بهترین استفاده رو از لحظاتم ببرم....

/ 5 نظر / 13 بازدید
دونه‌های برف

سلام عزیزم، خوبی؟ علی خوبه؟سربازی میرفت گریه نکرد؟؟![نیشخند] منم امیدوارم نهایت تلاشت رو کنی که بهترین استفاده رو از لحظاتت ببری.... بوس

ms.brightsmile

"chegadr zaman zud migzare va hich kari az dastam bar nemiad" dagigan hamin ye jomlast ke mesle in tablighaye maskhareye zirnevise seryalha hamash az tu sare man miad o mire

مهدی

سلام خوبي نگين؟ چقد اينجا عوض شده؟ من چندوقتي بود نيومده بودم. تو هم که خيلي وقته نمياي. اما جالب بود. ديدم چندتا پست داري خيلي خوشحال شدم. باز هم که از پاييز و زمستون حرف زدي آره پاييز خوبه ولي هنوز به فصله من نرسيديم. زمستون. من منتظره اونم. اونم منتظره منه

ویدا

نگین قبلنا نوشته هات دلچسبتر بود! احساس میکنم دیگه یه ادم بزرگ شدی

یلدا

من یکی که یه تقویم چسبوندم به دیوار و دارم روزهارو خط خطی میکنم.و هر شب خوشحال از اینکه امروز هم تموم شد........