wow

نمی دونم قبلا تعریف کردم یا نه....حدودا ٢ سال پیش یه اسکل منو گوشه ی خیابون دید،ماشینشو چند متر بالاتر پارک کرد و اومد طرف من...سلام کرد و پرسید میتونه مزاحم من شه یا نه؟...این اون بخشی از دیالوگ من و اون بود که من امروز به یاد آوردم.

مرد:خانوم شما خیلی زیبایید...

من:خیلی ممنون،من میخوام سوار تاکسی شم.

مرد:من میرسونمتون...

من:نه من با تاکسی میرم.

مرد:من کارم عکاسی...

من:ببخشید من میخوام سوار تاکسی شم.

مرد:میدونی؟...یه موقع هست که شما یه گل میبینید،میگید چقدر قشنگه...یا یه منظره...اما یه موقع هست که شما چیزی  رو میبینید و میگید  wow !!!!!!! من الان اینطوری شدم....

من اون شب بعد از اینکه سوار تاکسی شدم و مرد که موهای فری هم داشت با نا امیدی منو ترک کرد کلی به قیافه ی اون مرد وقتی داشت میگفت  wow !!! خندیدم....

اما حالا.....وقتی تو رو میبینم ... واقعا wow ......

من میتونم به جرئت بگم که میتونم تا چند لایه ی سطحی درون آدم ها رو ببینم و به همین علت هست که در حال حاضر خودم رو موفق و خوشبخت با حداقل تکان های شدید روحی میبینم....

و این هم دوست داشتم بگم که هیچ چیز نمیتونه جای آرامش رو بگیره..یه رابطه ی آروم سگش می ارزه  به شونصد تا رابطه ی هیجان انگیز...من الان آرومِ آرومِ آرومم...

پ.ن:نمی دونم بازدید کننده های وبلاگ من رو چه کسانی تشکیل میدن...در حالی به نظر میرسه اینجا سگ پر نمیزنه اما آمار وبلاگ چیز دیگه ای میگه....که اخیرا باعث تعجبم شده....

/ 4 نظر / 14 بازدید
مهدی

سلام خوبی؟ دیالوگ جالبی بود. اما فک میکنم بد زدی تو پر این یارو! در مورد این آروم بودن هم میخوام بگم به عقیده ی من این آرومی یک جور پیمایشه خطی و اوج و فرود نداره. کسل کننده نیست؟ واسه قضیه آمار وبلاگت هم اگه یک سری به این سایتهایی که شمارش بازدید ارائه میدن بزنی. شاید مشکلت حل بشه. البته خیلی جالبم هست چون قشنگ بهت میگه کی چه ساعتی و از کجا اومده تو وبلاگت

سین

hichi jaye aramesho nemigiree ....

پارمیدا

این هم دوست داشتم بگم که هیچ چیز نمیتونه جای آرامش رو بگیره عالــــــــــــــــــــــی بود و نگین جون باید بگم که من همیشه اینجا پر میزنم.....دیگه سگو نمیدونم!!‌:‌ایکــــــــــــــــــس

مهرپویا

به خاطر یک سری کلمات خاص داخل وبلاگتونه که آمار بازدیدتون رفته بالا... کسایی که دنباله...! به هر حال زیبا مینویسید همین...