اینایی که مینویسم چیزاییه که امروز تو راه دانشگاه به خونه تو سرم میگذشته: 

آخ جون پل هواییش پله برقیه...الناز همیشه با پله برقی مشکل داشت.دیکشیدیسین دیکشیدیسین...this lack of self control i fear is never ending ....خدا کنه اتوبوس زود بیاد.اه یه آشنا تو ایسگاه هست.از بچه های یونی.اول سلام کنم بعد لبخند یا اول لبخند بعد سلام؟....اصلا لبخند چیه فقط سلام میکنم....سلام.میشینم...چقدر کفشام کثیف شده!بد بختا...چقدر کفشای این آقاهه باقالیه....ایول اتوبوس اومد...چرا همیشه اتوبوس های زرد به من میرسه؟...اه گاد دم ایت چقدرم شلوغه!وای چرا مردا میان عقب؟...بوی مرد میاد!این یکی رو نیگا داره بافتنی میبافه تو اتوبوس!خدا یه عقلی به این بده یه پولی به نیـگن.هندس فری هام رو هم که نیاوردم!....یعنی امروز ناهار چی داریم؟...وای این خانومه چقدر خوشگله...آخی...من اگه مرد بودم یه زنه این شکلی میگرفتم.

طرز استفاده از چکش اضطراری:

١.به وسیله ی چکش اضطراری ضربه ای به حاشیه پنجره ی جانبی وارد کنید.

٢.با ضربه ی اول لایه اول شیشه و با ضربه ی دوم لایه ی دوم شیشه فرو میریزد.

٣.از فضای ایجاد شده برای خروج از اتوبوس استفاده کنید.

ولی اینجا که هیچ چکش اضطراری ای نیست!

وا این زنه چرا زل زده به من؟...یوهو؟...الو؟...وا!!!!!زوم شده رو انگشترم!...هو!حالا چشاش آروم اومد رو آرنجم!...ببین چیو داری نیگا میکنی؟وای خدای من الان داره دست چپمو میپاد....حالا دست راست!...من میترسم!اوا! ببین بیخیال!

آخ جون رسیدیم...کفش های راننده سبز شبرنگ بود!...به آقا پیروز چه تیپی زده!( پیروز از راننده های تاکسی های خطی سر خیابونمونه )این مگه معتاد نبود؟....چرا انقد هیکلش رو فرم اومده پس؟

مرسی آقا پیاده میشم....یادش به خیر با killy تو اصفهان ماءالشعیر گرفتیم رفتیم تو زمین چمن مسابقه آروغ زنی...چقدر خندیدیم.چرا یاد این افتادم الان؟....این جوونا کین دم در خونه؟....چه جوونای برومندی!شرت هیچکدومشونم معلوم نیست!

سلام مامان...واتس آپ؟

پ.ن: دیروز مسابقه کلا رو مخ بود.مربیشون اصلا اخلاق ورزشی نداشت...١٠ مین از بازی گذشته بود گفت ما دیگه بازی نمی کنیم ، انگار ما بیکاریم....روانیِ احمقِ خر.

پ.ن٢: راستی اسکی هم رفتم.کاملا کودنم تو این زمینه.فقط تا تونستن زمین خوردم.حالا حالا ها کار دارم.

پ.ن٣: راستی محک ، نیگار ، امیرپویا ، سعید ، مهدی ،سیاوش ، رهایی کامنت های پست قبل رو بخونیدنیشخند

پ.ن۴:واسه رینگیتور:فکر کن که از سرم افتاده باشه! فکر کن ١%....اصلا امکان نداره...عشق چستر دیگه رفته به خوردم...رسیدم به مرحله ی فنا!.....

پ.ن۵: واسه ms .brightsmile: کجایی؟

 





تاريخ : شنبه ۱٤ دی ۱۳۸٧ | ۱:٤٤ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.