سلام...من دیشب رو با اسهال گذروندم...خیلی بده نصف شب از خواب ناز از زور دل درد پاشی...خودتو برسونی به دستشویی و بفهمی بـــــــــــــــــــــــــــــــله....اسهال خان تشریف دارن....تازه قبلش توهمم زده بودم....داشتم تو خواب به این فکر میکردم که چرا اسکریم جیور ( وزیر سحر و جادو تو هری پاتر از گوشواره استفاده میکرده!)....تازه هی فکر میکردم شاید اشتباه میکنم....بد بخت نمیزده!نیشخند

فردا واسه من روز مهم و احتمالا خوبیه...باید صبح زود برم....یعنی ٩ اونجا باشم....باید طرفای ٧:٣٠ پاشم...یه فکری به حال گیسوانم کنم...نمی دونم برم کوتاه بکنم یا نه....حالا اونو ردیف می کنم...کفشمم شستم...حوله و جورابمم آماده کردم....خیلی تابلو خوشحالم؟....میخوام برم از این سحر نونم بخرم...سیب و کیشمیش مال فیوریتمه.....به هر حال که خوبم....اگه این معده هه باز شل نشه!!!

پ.ن: یکی تو فکر توپه!              یکی دیگه توپ فکر میکنه!

         یکی همش تو رویاس         یکی وضعش رویایی

                            ای داد از عشق!

 





تاريخ : یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳۸٧ | ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.