سلام.اصلا حوصله ندارم بنویسم دیگه!.....نمیدونم روز چندم تابستونمه دقیقا....شاید نهم ! ....به هر حال این چند روز همش کار بوده و خستگی...این چند روزا فهمیدم که کاملا به درد کارای یدی می خورم....زیاد از این محله ی جدید خوشم نمیاد . بد نیستا....ولی خب حالا....اتاقم از قبلی خیلی بزرگتره ولی پنجرش خیلی مزخرفه!....دو تا چیزه باریکه...بعد دقیقا به حیاط ساختمون روبرویی دید داره....یه عمله هم همیشه اونجا داره گل آب میده و قدم میزنه در نتیجه پردم همش کشیدس....تو تاریکی دارم سیر میکنم!....!...طرفای عصرم که میشه ۵-۶ تا پسر بچه دارن زیر گوشم فوتبال بازی میکنن و از این جمله مزخرفا که " جر زن به جرش میرسه " به هم میگن هی...با یه سری فحشایی که مال سن اینا نیس...از دست اون دخترای همسایه قبلی ها راحت شدیم گیر اینا افتادیم.

امروز به نسبت از روزای قبل متفاوت تر بود....رفتم باشگاه چمران برای بسکتبال البته آموزشی بازم....حالا دوشنبه باید برم ازم تست بگیره ببینه تو چه سطحی میوفتم...خیلی هم گرون بود....

دنبال تعلیم رانندگی هم رفتم...۵ مرداد شروع میشه... .

پ.ن : زیاد از این محله ی جدید خوشم نمیاد .





تاريخ : شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧ | ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.