سلام.....!

اولا که تصمیم دارم برم حمال شم.....چهارشنبه سه ساعت و چهل و پنج دقیقه none stop کار کردم....منم مدلم اینه که یا کار نمی کنم....یا اگه می کنم خر حمالی می کنم!....ولی دیگه تمومش کردم الان تو اون اتاق به اون همه شلوغی فقط منم و کامپیوترمو و تختم با میز و اینای خالیه خالی!....وقتی پاکسازیه نهایی هم تموم شد فهمیدم که این همه مدت وسط میکروب و باکتری زندگی می کردم....ولی حالا جدا از همه ی اینا آماده ی هر گونه خدمات نظافتی هم هستیما....!

همونطور که قبلا هم نوشته بودم من کل سال ( از تابستون پارسال تا دیروز ) رو به تابستون ٨٧ فکر می کردم....الان رسیدم بهش....تصمیم دارم از تک تک روزاش چند خط خلاصه بنویسم!این باعث میشه ازش به نحو احسن استفاده کنم!....هر چند واسه کسی که بخواد اینجارو بخونه جالب نیست!....ولی خب من که اهمیت نمی دم....سعی کنه واسش جالب باشه!

خب...بسمالله.....

اولین روز تابستون من مصادف بود با ١۴ تیر ٨٧!

مکان:لواسون!

فعالیت ها:شستن فرش....بیشتر شبیه آب بازی بود البته!...بسکتبال...تحمل یه عده مهمون !....تعلیم رانندگی با alee....نیم کلاچم خوبه ها!....یک take off هم کردم!...جای بابام خالی!....موتور سواری هم که توپس!

پ.ن پیش به سوی روزای بهتر!





تاريخ : جمعه ۱٤ تیر ۱۳۸٧ | ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.