اینو من کشیدما!

چه میدونم...اینم یه مدلشه دیگه!
بدم نیس...خب!...داشتم به این فکر می کردم من چند سال پیش چه حوصله ای داشتما!...ده تا کلاس تو هفته! که چی؟...حالا مثلا چی شد؟...غیر از اینه که داریم عین کرم همچنان تو هم میلولیم؟به قول Ringator  * زندگیه سوسکی*
 
راستی طبق پشنهادش شفاف سازی کردم؛ به این نتیجه رسیدم که من عاشق ایرانم....آلمانم مال آلمانیا!
خب اینم از این....کجا بودم؟.....آهان این که الکی پول ریختم تو شیکم اون بابا!....البته نمی تونم خالی ببندم که دلم واسش تنگ نشده!...
واسه همین گفتم یه عکس بزارم حداقل تصویرش تو دنیای مجازی بمونه!
این مجازیم عجب لغتیه ها!...از وقتی فهمیدم جزو اون دسته آدماییم که دنیاشون مجازیه٬ این فکرو میکنم البته!....میدونید منظورم عینکِ...به قولی چشمام!...اون واسم از همه چیز تصویر مجازی می سازه و این شاید از تصاویر حقیقی سیارمون قشنگتر باشه!

پ.ن وای یعنی این ۷۰ روز میگذره؟





تاريخ : پنجشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٧ | ۸:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.