وای این واقعا باور کردنی نیست!
نیست!
از قضا به مناسبت تولد من با یه ۳-۴ روز تاخیر با یه مشت دوستای خوب و خاکی و دوست داشتنی و فراموش نشدنی . ....(خیلی بهتون حال دادم) و البته my love مینا...!...رفتیم بیرون بعد کلی چرخیدن و کیک و شام و کادو و اینا......ها ها ها ها ! رفتیم قسمت بازی .....بماند که من ۱۸ رو پر کردم!
بازیه مورد علاقه ی منو killy (به اسم مستعار میگم که ابروش نره!) مشت زنی...یعنی زور ازماییه!....اقا ما رفتیم وسط...یه مشت مرد کله خر...و البته برزو گوزو!...زدیم....خوبم زدیم....
جو گیر شدیم رفتیم بازم کارت شارژ کردیم ....دوباره اومدم بزنم....حالا تصور کنین من...جوم گرفتتم....وای....یه قدم رفتم عقب...نفسم رو حبس کردم....بازم جو گیر تر...دستم رو بردم عقب...همه ی زورم رو جمع کردم...۱...۲...۳....رفتم جلو ولی نمیدونم چرا دستم به جایی که به هدف بخوره...یه چیزی حدوده ۸۵cm اونطرف تر خورد و از ۱ میکرومتریه فک یه بدبختی گذشت.....حالا تا اینجاش اصلا مهم نبود فقط من بودم که حدود ۶-۳۵ نفر این صحنه رو دیدن و سراسر وجودم حتی اعماق وجودم هم قهوه ایه تیره شد!
مهم یک صدم ثانیه بعد بود که killy رو از پشت دیدم که گوله میکنه به طرف wc !
باور نکردنیه ولی killy خودشو خیس کرده بود !....خیییییییییسا!
همه ی هیکلش جیش بود!خدا بود.....مردم از خنده!....یکی از بهترین خاطرات ممکن بود!
باید رو killy کار کنم اینطوری نمی شه!پس فردا میره خونه ی بخت....بد بخت زنش!
پ.ن killy تو خدایی!
اینم عکس پارسال...یادش به خیر...خوش گذشت!




تاريخ : پنجشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸٦ | ۱۱:٠۱ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.