من و نگین به این نتیجه رسیدیم که:

اول یه چیزیو روشن کنم که من نگین دو وجود کاملا جدا از هم هستیم.همه همینطورن.نگین فقط در حکم بعد مادیه که تو این دون (اگه اصطلاح دون رو تا حالا نشنیدین بهتر خودتون برین دنبالش) منو همراهی میکنه!(من به زندگی های چندگانه معتقدم)...به هر حال:

من به این نتیجه رسیدم که هر کسی یک فرشته داره که فقط از طریق نوشتنه که میتونه خواسته هاشو به واسطه ی اون از وجود برتر بخواد ( این وجود برتر رو ما خدا میگیم بهش).

دیشب به دلایلی خوابم پاره شد و سیستم بدن من اینطور ایجاب میکنه که در چنین شرایطی اول سرم درد بگیره بهد حالت تهوع و بهد عمرا دیگه خوابم نمیبره! در نتیجه تصمیم گرفتم قوه ی تخیلم رو به کار بندازم.هر چند که ساعت۲:۳۹ بامداد نزدیک بود خودمو خفه کنم ولی به نتایج بدی نرسیدم!(به نظر میومد دیگه تو زندگیم هیچوقت خوابم نمیبره!....خیلی تجربه ی بدی بود!)

شاید بعدا به افکار نگین ۱۷ سال و ۱۱ ماه و ۳ روزه بخندم ولی خوب Delete مال یه همچین روزاییه دیگه!

خوب من فکر کردم که فرشته ام اول باید اسم داشته باشه!

خوب مسلما باید اخرش به ئیل ختم شه!

.

.

.

نیگائیل خیلی مناسبه!

کارای زیادی باهات دارم نیگائیل!

پ.ن  هنوزم به یادتم!





تاريخ : دوشنبه ٢٤ دی ۱۳۸٦ | ۱:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.