دو هفته پیش...

همچین موقع هایی...بودی.

بازی رو برده بودی و داشتی بر میگشتی تهران

یه کم بعدش داشتی میرفتی مهمونیه ....(؟).... .

۵ ساعت بعدش انداختی تو جاده....

 ۴ساعت بعدش دیگه نبودی!

به همین سادگی...به همین وحشتناکی!

هنوزم عکسات ناراحتم میکنه ایدین...ولی باید قبول کرد خوب به هر حال!

دوباره دارم عوض میشم...نمی دونم یکی نمودار روحیات منو بکشه چه شکلی میشه؟...احتمالا هموگرافیک!

پ.ن  بعضی وقتا شک میکنم این نگینه که داره می نویسه!





تاريخ : پنجشنبه ٢٠ دی ۱۳۸٦ | ٦:٥٩ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.