نیشخند

حالم خوبه چون هوا خوبه....همین میتونه دلیل کافی باشه.

یه روزهایی برای آدم حکم یک روز تکرار نشدنی رو پیدا میکنن.اما فقط در اون برهه ی  زمانی این معنی رو دارن.منظورم اینه که بعد از گذشت زمان تاثیر هیجان انگیزش رو از دست میده.این روزها در زندگی من چند بار رخ دادن ولی الان تاثیرشون کمرنگ شده....منتظر یک روز تکرار نشدنی هستم.

تقریبا میشه گفت لذت بخشه.خیلی زیاد....

وای دیروز لحظه های خیلی خوبی داشتم....به خصوص که تنها بودم....من عاشق تنهاییم....یه موقع هایی آزار دهنده میشه اما اکثرا لذت غیر قابل توصیفی پشتش پنهان شده...چه روز خوبی بود دیروز....اما تکرار شدنی بود.

تعطیلات عید امسال برای من ممکنه دو روزه خوب داشته باشه...از الان به فکر تابستونم....دقیقا مثه پارسال...

همیشه تعطیلات عید غمگینه...چراشو نمیدونم.شاید چون بهار فصل مزخرفیه برای من...شاید چون هرچی آلرژیه حمله ور میشه و شاید همیشه آغاز سخته!...

وای من حوصله ی س-س رو اصــــــــــــــــــــــلا ندارم!...چی میشه که دو نفر مثل اینا انقدر گاو بار میان؟

خب نمیخوام با فکر کردن به اون دوتا بیب حالم خراب شه.....و اما فردا

هیچ روز خاصی نیست...یه روز معمولیه بی هیجان.پس فردا هم همینطور...پس اون فردا احتمالا روز خوبیه.

میخوام یه نقاشی بکشم....جعبه ی مداد رنگیهام رو پیدا نمیکنم.موضوع هم ندارم.کاغذ هم ندارم.ولی میخوام یه نقاشی بکشم.

پ.ن : اگه آدامس نبود من چطوری تخلیه ی روانی میشدم؟

پ.ن ٢ : چه اهمیتی داره ؟ ....چه اهمیتی داری ؟

پ.ن ٣ : کارهای نیمه تمومی دارم که شاید هیچ وقت تموم نکنم.





تاريخ : چهارشنبه ۱٤ اسفند ۱۳۸٧ | ٤:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : Negin Alphi | مگه نه؟ ()
.: Weblog Themes By BlackSkin :.